مجتهدی: انسان موجودی تاریخی است
عضو گروه غرب شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به اینکه انسان موجودی تاریخی است، گفت: انسان خواسته و یا ناخواسته در زمان است و به همین دلیل نیز همواره درپی آگاهی از گذشته است .

به گزارش خبرنگار مهر، در ادامه مجموعه نشستهای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نشست "اهمیت و ضرورت تاریخ" با سخنرانی دکتر کریم مجتهدی روز شنبه 8 آبان‌ماه در محل این پژوهشگاه برگزار شد.

مجتهدی با اشاره به اینکه ما چه فلسفه خوانده باشیم و چه فلسفه نخوانده باشیم ناچار از تفکر هستیم، اهمیت ارتباط انسان با زمان و تاریخ را یادآور شد و گفت: همین خصوصیت است که انسان را علاقمند به گذر زمان کرده و موجب می‌شود برای شناخت خود و طراحی بهتر آینده گذشته را بشناسد. این چنین است که انسان موجودی تاریخی می‌شود بنابراین تاریخ را فقط در مورد انسان می‌توان بکار برد چرا که تنها انسان است که نسبت به گذر حساس است.

عضو گروه غرب شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تصریح کرد: انسان خواه بخواهد و خواه نخواهد شناور در زمان است در چنین نظرگاهی تاریخ و گذشته به نحوی می‌خواهد ضبط شود و صورت مکانی به خود بگیرد چرا که مکان خلاف زمان قار‌الذات و مستقر است. چنین است که ما سعی می‌کنیم گذشته را بشناسیم آن کسانی که گذشته و تاریخ را می‌نوشتند اسناد و گواهی‌هایی در اختیار ما قرار دادند که گذشته و تاریخ ما را شکل داده است. گذشته و تاریخی که هویت ما است اعم از اینکه بدانیم یا ندانیم.

وی ادامه داد: ‌اهمیت تاریخ در فعلیت تاریخ است به این معنا که تاریخ بالفعل وجود دارد و آنچه بالفعل وجود دارد خود ما هستیم. تاریخ چیزی نیست که گذشته باشد بلکه امروز آینده ما است. برخلاف حیوانات که مشروط و مقید به "آن" و لحظه هستند.

این استاد و پژوهشگر فلسفه با اشاره به قدمت علم تاریخ یادآور شد: تاریخ علاوه بر اینکه مجموعه‌ای از رخدادها است ادعا می کند که یکی از قدیمی‌ترین علوم انسان‌ها نیز هست. بخش اعظم متون ادبی و دینی تاریخ را در بر می‌گیرد و بنابراین تاریخ جنبه‌ای مقدس هم دارد. به ویژه در کتابهای دینی که انسان در آنها به مقامی می‌رسد که هم اکنون در آن قرار دارد.

وی با اشاره به پیدایش علوم جدید افزود: در عصر جدید در زمان فرانسیس بیکن که علم تجربی مبتنی بر آزمایش می‌شود و با دکارت که علوم، ریاضی‌وار می‌گردند، عقل آن چیزی است که طبیعت بیان می‌کند در نتیجه تاریخ به معنای گذشته زیر سئوال می‌رود اما در قرن 18 دوباره با مونتسکیو بحث علیت در تاریخ جدی‌تر می‌شود. وی در تاریخ "علل انحطاط رم" به دلایل و علت‌های انحطاط روم می‌پردازد. یعنی بر خلاف آنچه ما فکر می‌کنیم در تاریخ نمی‌توان قانون‌هایی را پیدا کرد مونتسکیو نشان می‌دهد که در تاریخ نیز قوانینی وجود دارد.

مجتهدی با اشاره به جایگاه ولتر در بحث از تاریخ تصریح کرد: تاریخ مجموعه‌ای از حوادث است که گاهی به قهرمان تاریخی کمک می‌کند تا به اهداف خود برسد. اما از سوی دیگر جهت تاریخ را اعمال یکایک افراد می‌سازد. یعنی عقل می‌تواند نزد انسانها برای پیشبرد تاریخ مفید باشد.

وی با اشاره اینکه علوم بر مبنای ضوابط علم جدید در وهله اول باید کلیت، عینیت، علیت و دترمینیسم داشته باشند، گفت: مورخ در این باره می‌گوید که کلیت به معنای کلیت در فیزیک و شیمی نیست. تاریخ از جامعه شناسی تغذیه می کند و بنابراین نوعی کلیت در آن وجود دارد. موضوع دیگر عینیت است، عینیت خاصیت ذهن است و به معنای محسوس بودن یک چیز نیست. در نتیجه شناخت می‌تواند عینیت داشته باشد. علیت هم با توجه به جامعه شناسی می تواند در تاریخ مدنظر قرار گیرد.

استاد فلسفه دانشگاه تهران با اشاره به اصل موجبیت یا دترمینیسم تصریح کرد: در مسائل تاریخی و انسانی مجموعه‌ای از علل و مجموعه‌ای از معلول ها وجود دارند که همراه بین آنها رابطه‌ای است. آنچه می توان گفت این است که انسان مسئول آزاد هم هست و بنابراین فردی ممکن است بیکار باشد و هرچیزی را انتخاب کند در نتیجه در اینجا نمی‌توان گفت که به طور قطعی بیکاری به دزدی منجر می‌شود اما شاید بیکاری به احتمال قریب به یقین به خلافکاری بینجامد.

مجتهدی در پایان با بیان اینکه به هیچوجه نمی‌توان اصل تاریخ را زیر سئوال برد گفت: آنچه درباره تاریخ مهم است خود آگاهی است که براساس آگاهی تاریخی شکل می‌گیرد به شرط آنکه تحریف در آن وجود نداشته باشد.