آینده حکمت اسلامی منوط به نگاه نقادانه آن است
به گزارش خبرنگار مهر، در پنجمین نشست از دومین روز از “کارگاه آموزشی- پژوهشی حکمت اسلامی و عالم معاصر” که روز چهارشنبه 25خرداد در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، علی اصغر مصلح، حیدری و کرباسی زاده به ارائه مقالات خود در مورد “حکت اسلامی و آینده پژوهی” پرداختند.
در ابتدای این نشست، دکتر علی اصغر مصلح، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی بر شناختن استعدادهای نهفته در سنت حکمت اسلامی تأکید کرد و گفت: فلسفه و حکمت اسلامی سنتی در کنار سایر سنتها در فرهنگ اسلامی -به ویژه ایرانی- است.
وی با بیان اینکه در دو بخش حوزه علوم دینی و دانشگاه به سنت حکمت اسلامی پرداخته می شود، یادآور شد: کسانی که به حکمت اسلامی در عالم معاصر اهمیت داده و به صورت های مختلفی به تدریس و تحقیق در آن پرداخته اند، دارای سه گونه رویکرد آلی(ابزاری)، اصالی (اصالت داشتن) و طریقی هستند.
وی با بیان اینکه آینده حکمت اسلامی با رویکرد طریقی ممکن است، افزود: با رویکرد طریقی ما در مواجه با پرسشهای معاصر می توانیم روبرو شویم و باید به حکمت به عنوان یک میراقث توجه شود تا با مبنای فرهنگی و تاریخی وارد فضای تفکر در علم معاصر شویم.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به نزدیکی فرهنگها در دنیای معاصر یادآور شد: در شرایطی که آینده بشری به یکدیگر پیوند می خورد ما باید بتوانیم امکانات فرهنگی خود را به میدان بیاوریم. آینده و بقای حکمت اسلامی به عوامل درونی و برونی آن برمی گردد.
وی نگاه تاریخی و نقادانه را از میزانهای ارزیابی سنتها خواند و گفت: اگر فلسفه اسلامی نتواند نگاه نقادانه به خود داشته باشد نشان از ناتوانی او برای ورود به عالم معاصر و گفتگو است.
دکتر احمدعلی حیدری استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی نیز طی مقاله ای با عنوان” خکمت اسلامی از منظر مؤلفه های تاریخی هستی شناسی” به سخنرانی پرداخت و گفت: این مقاله با الهام از تلقی هیدگر در خصوص زمان مندی اکستاتیک انسان (افعال انسان همواره محفوف به مولفه هایی از سنخ زمان است که مجال فرا روی او را فراهم می آورد) شان تاریخی وجود او را تبیین می کند.
وی تأکید کرد: بزرگان اندیشه میراث حکمی ما؛ ابن سینا، سهرودی، ملاصدرا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، ابن رشد و نظایر آنها بر حسب مقتضیات وجودی در زمانه و تاریخی ظاهر شده اند که اینک گذشته ما را ساخته است. با درک زمان و روزگار آنان می توانیم به خوب یتفاوت بین روزگار سنت خودمان را با شرایط مدرن درک کنیم. توجه و فهمی که با رجوع به امکانات مکمون در آن شاید بتوان راهی به رهایی از ما بعد الطبیعه غرب یو وجوه مختلف آن باز کرد.
در ادامه این نشست دکتر علی کرباسی زاده استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان نیز به موضوع” راه های بدیل امکان گفتگو میان حکمت اسلامی و دنیای معاصر” پرداخت و گفت: فلسفه تطبیقی، مطابق دیدگان کربن، به مثابه راه حلی برای خروج از بحران فرهنگ معاصر غربی و فراهم ساختن زمینه امکان گفتگو میان شرق، به ویژه حکمت اسلامی، با غرب ارائه شده است اما انگیز کربن چیست و نسبت او با پژوهش های ما کدام است؟
وی افزود: کربن مدعی است که منتقد مدرنیته است ولی در نوشته هایش رویکردی متفاوت با اندیشه انتقادی – که از کانت آغاز می شود و تا مارکس، نیچه، هایدگر، درایدا، فوکو و … تداوم دارد – در پیش می گیرد و به منظور مقابله با بحران های اندیشه معاصر غرب، با نقد تفک رتاریخی هگلی و با بهره گیر یاز پدیدارشناسی هوسرل (شهود ذوات) و برداشت ویژه ای از آن، به شرق و به طور خاص ایران، رجوع می کند. اما براستی مسئله هانری کربن پژوهشگر فلسفه ایرانی، اسلامی کدام است؟ آیا رجوع کربن به حکمت سهرودی به معنای اثبات حقانیت بنیادهای فکری حکمت اسلامی از یک سو و به بن بست رسیدن فلسفه غرب یاز سوی دیگر است؟
استاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: نقد کربن بر هگل و نیز تلاش در احیای متافیزیک، در عصر نقد متافیزیک، دچار مشکلات و ناسازگاری هایی است و از جمله پیامدهای نگاه مثالی (خیالی) کربن، مطابق تعبیر دریدا و اندیشه واسازی او، لوگوس محوری و عدم وفادار یبه اندیشه انتقادی و لوازم آن است.
دکتر کرباسی زاده در پایان خاطرنشان کرد: امکان شنیدن صدای دیگری وجود دارد اما نه لزوما از دیدگاه کربن، توجه به مساله دیگری و ضرورت آن نزد متفکرانی مانند هگل، هایدگر، گادامر و دریدا به عنوان راهی بدیل بررسی می شود و از خلال رهیافتی انتقادی بتوانیم در عرصه تفکرفرهنگ جهانی اثر گذار باشیم.