حیرت غزالی و شک دکارتی
سایت فلسفه نو
دکتر مهـدی اخــــوان
چکيده
چه به لحاظ تاريخي چه در تقسيم و تبويت، مباحث معرفتشناسي با پاسخ به شك و شكاكيت بنيان نهاده ميشود. حالت معمولي و عرفي شك در ذهن و ضمير و زبان هر انساني ظهور مييابد، اما شك يا حيرتي كه به سطحي فلسفي و به لباسي منطقي درآيد و بخشي يا تمامي زندگي فردي را تحتالشعاع قرار دهد، بيشتر در عرصه فلسفهورزي و يا سلوك عارفانه رخ مينمايد.
غزالي و دكارت دو نمونه اعلاي متفكراني هستند كه كشتي جان را به طوفان شكاكيت سپردند و به دنبال ساحل يقين و حقيقت بودند. فاصله زماني (5 قرن) و مكاني دو متفكر خراساني و فرانسوي موجب رويكرد بسيار مشابه آنها در جستجوي يقين و حقيقت نبود. چنين اشتراك نظري در مسئله شك چارچوب مقاله حاضر را شكل ميدهد. شك دكارتي مسير فلسفه مغرب زمين را تغيير داد و البته پيش از آن مسير ذهني خود او را. دكارت عمارت شناخت ذهن خود را به يكباره فرو ريخت و بنايي نو بنيان نهاد كه پايهاش يقين فراتر از شك معقول باشد. غزالي نيز به عينه همين مسير را در مرحله از سلوك فكرياش طي كرد اما با فراتر رفتن از يقين فلسفي و رياضي، وارد وادي حيرت صوفيانه شد و جان تشنه خود را از آن جا سيراب كرد. جُستار حاضر گزارش و تحليل اين دو حركت فكري و سپس تطبيق اشتراكات و افتراقات آنها را ارائه ميدهد.
