عدم انحصار قضاياى عقلى به فلسفه انتزاعى ارسطوئى
عدم انحصار قضاياى عقلى به فلسفه انتزاعى ارسطوئى
نویسنده: سید محمد رضا علوی سرشکی
عدم انحصار قضاياى عقلى به فلسفه انتزاعى ارسطوئى
نویسنده: سید محمد رضا علوی سرشکی
راسل در مقام مصلح اجتماعی
نویسنده :مهدی میرلو
فلسفه اخلاقی تربیت در عصر حاضر
تربیت، ساختن برای آینده است، نه تقلید از گذشته
محمد مجتهد شبستری
نام خدا و یاد خدا
محمد مجتهد شبستری
فرآیند فهم متون
محمد مجتهد شبستری
انتظارات پیشین در فهم کلام خدا
استاد محمدمجتهد شبستری
ضرورت مرز بندی مفهوم های خدا - قدرت - زور
محمد مجتهد شبستری
قرائت نبوی از جهان(1) بخش دوم
مقاله: نقد ساختار فلسفه
نویسنده: فرشاد نوروزی
نام مقاله:زبان خصوصي از ديدگاه ويتگنشتاين
نویسنده:سامان کباریان
مقاله: اندیشه کاربردی
نویسنده: سروش اکبری
عنوان مقاله: ويتگنشتاين و فرهنگ
نویسنده: سامان کباریان
نام مقاله: نگاهي به فلسفه دين لودويك ويتگنشتاين
نویسنده: سامان کباریان
مقاله:راسل و خطا در نقل و نقد فلسفه دكارت
نویسنده: سید محمد رضا علوی سرشکی
مقاله: فلسفه تکنولوزی با نگاهی به نظریات مارتین هایدگر
نویسنده: مریم مجرد
محسن خیمه دوز
فلسفه در ایران سه کارکرد عمده داشته است: حزبی، حوزوی، و دانشگاهی. فلسفه در دو کارکرد اول و دوم به مثابهي ابزار و در کار کرد سوم به مثابهي شغل عمل کرده است.
فلسفه به مثابه ابزار (Philosophy as Instrument) فلسفهي مصرف کنندهایست که در کارکرد حزبی در خدمت توجیه آرمانها و باورهای ایدئولوژیک حزبی عمل کرده و حاصل این استفاده ابزاری از فلسفه تولید تفسیرها و نظریات عامهپسند شبه فلسفی چون ماتریالسم، ایدهآلیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، کمونیسم، قوانین تاریخ، و پایان تاریخ بوده است؛ فلسفهي ابزاری در کارکرد حوزوی هم در خدمت توجیه باورها و آرمانهای کلامی بوده که نتیجهي حاصله همواره از دو حال خارج نبوده؛ یا به پیروزی عقل بر ایمان منجر شده ( معتزلهگرائی) و یا به پیروزی ایمان بر عقل رسیده (اشعریگرائی). فلسفهي ابزاری در هر دو قلمرو حزبی و حوزوی به دلیل اینکه دائماً در یک لوپ و حلقه بسته و در یک دور مصادره به مطلوب حرکت میکنند فاقد هرگونه نوآوری فکری و پرداخت نظریات بدیع و تأثیرگذار است. زیرا هر دو مدل فلسفهي ابزاری از باورهای از پیش پذیرفته آغاز میکنند و بیآنکه به شکاکیت نهفته در فلسفه مجال بروز بدهند به اثبات باورهای از قبل پذیرفته خود میپردازند که بتوانند آنها را تبلیغ کنند و به هدفهای سیاسی و کلامی نزدیک کنند. فلسفهي ابزاری در بهترین حالت خود، یک فلسفهي مصرفکننده است. بنابراین یک عامل به بنبست رسیدن فلسفه در ایران فلسفه به مثابهي ابزار است.
فلسفه به مثابهي شغل (Philosophy as Job) کاركرد دیگر فلسفه در ایران بوده است که موجب شده فلسفه به یک تخصص آکادمیک تبدیل شود. فلسفه به مثابهي شغل هر چند رقیبی جدی برای فلسفه ابزاری شد و با توجه به پایههای تخصصیاش از تئوریهای شبهتئوریک ِایدئولوژیک و کلامی فاصله گرفت اما به چند دلیل موجبات بنبست تفکر فلسفی را هم فراهم آورد. اول اینکه فلسفه به مثابهي شغل، فلسفه را به تاریخ فلسفه تبدیل کرد و با این تبدیل، دانشآموختهي فلسفه هم به حامل بستههای اطلاعاتی فلسفه تبدیل شد؛ به عبارت دیگر دانشآموختهي فلسفه هم به یک متخصص تبدیل شد شبیه سایر متخصصان آکادمیک؛ و دوم اینکه فلسفه به مثابهي شغل به جای ترویج پرسش و تربیت ذهن تحلیلگر، دانشآموخته را با انبوهی از پاسخهای آماده در تاریخ فلسفه مواجه کرد تا به تکرار آنها دلخوش کند. به این ترتیب فلسفه به مثابهي شغل، فلسفه ذاتاً پرسشگر را به ذهن تخصصیشدهي غیرتحلیلگر فاقد پرسش و فاقد ذوق و جسارت در نظریهپردازی تبدیل کرد. در این حالت بهترین فیلسوف دیگر کسی نبود که بهترین پرسشها، بهترین مسألهها، بهترین نقدها و بهترین تئوریها و نظریهها را مطرح و ابداع کرده باشد؛ بلکه کسی شد که به دنبال بهترین نمره، بهترین مدرک، بهترین پایه، بهترین رتبه، بهترین گروه و بهترین موقعیت آموزشی و آکادمیک باشد.
از نشانههای بارز بنبست فلسفههای ابزاری حزبی، عقبماندگی این احزاب و گروهها از تمام جنبشهای اجتماعی ایران و ارائهي تحلیلهای غلط آنها از شرائط سیاسی - اجتماعی است. از نشانههای بارز بنبست فلسفهي ابزاری، مقابله پنهان و اخیراً آشکار آن با علوم تجربی و انسانی است [...] و از نشانههای بارز بنبست فلسفه دانشگاهی، رکود کامل نظریهپردازی در این بخش و اشتغال دانشآموختگان فلسفه به گردگیری از تاریخ فلسفه، نبش قبر مفاهیم و همارزسازی فلسفه با سایر تخصصهای دانشگاهی و نهایتاً مشغول ساختن دانشآموختگان فلسفه به مسائل شغلی و پرسنلی چون رتبه، گروه، نمره و امتحان و مدرک و بیمه و مسکن و تعاونی و سایر اقدامات فرمال شغلی چون چاپ مقاله و رساله و کتاب و مجله و برگزاری سمینار و سخنرانی بوده است. فلسفه به مثابهي شغل به دلیل غیرابزاریبودن توانست نقش یک واسطه را میان متفکران قبلی و پرسشگران فعلی بازی کند. بنابراین فلسفه به مثابهي شغل در بهترین حالت خود نوعی فلسفه توزیعی است. اما هرگز به مقام فلسفهي مولد (فلسفهي روشنگر مسألهگرای نظریهپرداز منتقد) نرسید و در خودش متوقف ماند.
راه خروج فلسفه از بنبست در ایران، احیای فلسفه به مثابه روشنگری (Philosophy as Intellect) است تا بهتدریج فلسفه به مقام واقعی و اصیل خودش یعنی مقام روشنفکری (Intellection) ارتقا یابد. روش احیای فلسفه در مقام روشنفکری، جدی گرفتن شکاکیت، جدی گرفتن نقد، جدی گرفتن مسأله و مسألهگرائی، جدی گرفتن تربیت ذهن تحلیلگر و آنالایزر و جدی گرفتن نظریهپردازی به منظور رفع بلاهتهای نظری در حل مسائل است.
منبع:اینک فلسفه
..:::بزرگترین سایت تخصصی فلسفه:::..
انجمن احیاگران فلسفه نو مجالی است برای نو اندیشی و روشن نگری به واقعیات
www.worldphilosophy.ir www.new-philosophy.ir
www.About-philosophy.com www.Newphilosophy.ir
نقل و نشر مطالب با ذکر نام انجمن احیاگران فلسفه نو و نویسنده آزاد است.
با لینک کردن انجمن احیاگران فلسفه نو از اهداف و نویسندگان انجمن حمایت کنید.
نام مقاله: نگرشی نو به مسئله دین
نویسنده: فرشاد نوروزی
متن کل جلسه ی محمد مجتهد شبستری- به مناسبت رحلت پیامبر(ص)
سه گونه دانش در سه قلمرو
محمد مجتهد شبستری
بار دیگر مجتهد شبستری و"ماهیت کلام وحیانی"
" هرمنوتیک جدید و فهم سنت نبوی "
محمد مجتهد شبستری
گفت و گوی رادیو زمانه با مجتهد شبستری
|
مكانيسم نزول وحي |
|
|
|
محمد نيما |
جدائی دین از حکومت، برای نجات دین
محمد آیت اللهی تبار
|
اندر باب فهم پلوراليسم ديني |
|
عبدالحفيظ منصور
|
حلقه جدايي ناپذير فلسفه
همايش دوروزه امام محمدغزالي
|
دکتر سروش در جمع دانشجویان ایرانی درپاریس (دانشگاه سوربُن) |
|
|
|
|
|
تشیٍّع و چالش مردم سالاری |
|
|
|